God's Tears

   اصلا اون يه جورايی ٬ يه جورايی... چه جوری بگم... آخه اول اون عاشق من شد... يا شايدم اول من عاشق اون شدم ؟!! نمی دونم... مگه فرقی هم می کنه ؟!! در هر صورت اون يه پای عشق و عاشقی بود !!!

   * امروز از نم نم اشک خدا خاطرات غبار گرفته تازه شد *

 

پاندا همتون رو 10.gif می کنه!!! Felan Bye 07.gif23.gif

/ 41 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاده

آبان تموم شد بابا...کجايی !!!

يه آدم كور!

۱ـ ازخداچه تفسیری داری؟ ۲ـ انتظار یعنی چه؟ ۳ـ شکست یعنی چه؟ ۴ـ آزادی یعنی چه؟ *** من آپ کردم... منتظرت هستم... ميای ديگه؟...

سمپوزيوم يک روزه تغذيه و سرطان ۸ آذر ماه ساعت ۸ صبح تا چهار و نيم بعد از ظهر سالن همايش های رازی دانشگاه علوم پزشکی ايران

Amin K

قصد آپ کردن نداری؟

علی(آدمکها)

در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود //در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود// ميشود حتي براي ديدن پروانه ها //شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود// دست در دست پرنده ، بال در بال نسيم //ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود// كاش مي شد حرفي از (كاش مي شد)هم نبود هرچه بود احساس بود...

انا

سلام بی خيال مگه الان هم کسی عاشق ميشه؟ من که نديدم. تو اين دوره زمونه همه معامله گر شدن

نفيسه

سلام..خيلی وقت بود به وبلاگتون سر نزده بودم مثل هميشه مطالبش خوندنی هستند اما يه چيزی... که خيلي ناراحتم کرد اين بود که سرمادرتون داد می زنين...اونم مادری که قرآن در موردش گفته(ولا تفلهما اف) به آن دو اف نگوييد... وقتی خدا در مورد يه حرف ساده اما زننده مثل اف دستور اکيد نهی می دهد در مورد داد زدن که ... من هرگز چنين اجازه ای به خودم ندادم و نخواهم داد... و اميدوارم شما هم در رفتارتون تجديدنظر کلی بکنين در پناه حق

نفيسه

ببخشيد پست قبلی را می خواستم برای يکی ديگه بنويسم اشتباهی برای شما نوشتم....